سيد ظهير الدين مرعشى
48
تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى )
سبب اين بود كه بعد از تصرّف شهر قزوين ، قريب دويست نفر را كوچ داده به كچور آورده بودند . از آن جماعت يكى بود ، تمسخر و استهزاء شعار خود ساخته بود و دعوى نديمى مىكرد . شبى آن شخص را در مجلس شراب حاضر كردند . يكى از معارف به آن نديم سخن تند گفت . قزوينى كمعقل كاردى بركشيد و برخاست . مجلس به هم برآمد و چراغ فرونشست . ملك جلال الدوله از مجلسيان وهم كرده و خواست كه بيرون رود . قزوينى آن كارد را بدست ملك زد و از مجلس آواز برآمد كه ملك را زدند ! يساولى كه بر در خانه بود خنجر كشيد ، اول كسى كه بيرون خواست برود ملك بود و يساول گمان كرد كه ضارب ملك است كه بيرون مىرود و مىگريزد و به پهلوى ملك زد . در زمان بيفتاد ، بعد از سه روز وفات كرد . ملك فخر الدوله شاه غازى بعد از وفات برادر به حكومت قرار گرفت . برادران مطيع و متابع اوامر و نواهى او شدند ، و همچنان با كيايان چلاب مخالفت و جدال مىنمودند تا وقتى كه در مازندران حضرت سيّد قوام الدين برخاست و افراسياب چلاوى مريد او گشت و در اواخر تمرّد و عصيان كرد و اين سبب شد كه چلاويان به دست سيادت - پناهى مقتول گشتند و مقهور شدند . بدى كنندهء خود را به روزگار گذار * كه روزگار ترا چاكرى است كينهگزار در ذكر حكومت ملوكى كه بعد از فخر الدوله شاه غازى تا هنگام تأليف اين كتاب در سنهء هشتصد و هشت به مسند حكومت رويان متمكناند . چون فخر الوله شاه غازى در سال هفتصد و هشتاد وفات يافت ، پسرش عضد الدّوله قباد به حكومت بنشست و او را سيد اعظم سيد فخر الدين بن سيد هدايت شعار سيد قوام الدين در محاربهء لكتور به قتل رسانيد و چگونگى آن ، ذكر خواهد شد . بعد از او سعد الدوله طوس بن تاج الدولهء زيار كه عمّ او بود . وى مردى عادل و معطى و به انواع خصايل حميده